۱۳۹۵ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

شرط‌بندی بی‌خدا






ویکی‌پدیا: شرط‌بندی بی‌خدا برهانی برای سودمندتر بودن عدم اعتقاد به وجود خدا است. طبق این برهان بیشترین سود در حالت باور نداشتن و کار خوب کردن حاصل می‌شود، زیرا اگر خدای خوبی وجود نداشته باشد، فرد با زندگی خوب خود ضرری نکرده‌است، و اگر هم خدای خوب وجود داشته باشد باز هم ضرری نخواهد کرد زیرا یک خدای خوب به عمل نیک بیشتر از باور/عدم باور به خدا اهمیت می‌دهد.


به طور خلاصه:

اگر فرد به خدا باور نداشته باشد

زندگی خوب
زندگی بد
خدای خیراندیش وجود دارد
∞+ (بهشت)
∞- (جهنم)
خدا وجود ندارد
+ بی‌نهایت
- بی‌نهایت
اگر فرد به خدا باور داشته باشد

زندگی خوب
زندگی بد
خدای خیراندیش وجود دارد
∞+ (بهشت)
∞- (جهنم)
خدا وجود ندارد
+ بی‌نهایت
- بی‌نهایت


در نتیجه، طبق شرط‌بندی بی‌خدا، چه خدای خوب وجود داشته باشد چه وجود نداشته باشد، زندگی خوب سودمندتر است.



نقد و بررسی

1.اعتقاد به خدا بر اساس دلیل و برهان است، و نه سود و زیان:

  این شرط‌بندی، در واقع تقلیدی از یک شرط‌بندی  مشابه موسوم به شرط‌بندی پاسکال است، که می گوید اگر به خدا ایمان داشته باشیم مفیدتر است، زیرا اگر او نباشد و ما مؤمن باشیم، ضرری نکرده ایم ولی اگر وجود داشته باشد و ما ایمان نداشته باشیم، ضرر کرده ایم. نقطه ضعف هر دو شرط‌بندی هم، این است که اساساً مبنای اعتقاد به بودنِ خدا، سود و ضرر ناشی از این اعتقاد نیست. ایمان به خدا باید بر اساس یقین و اعتقاد واقعی قلبی باشد که از طریق استدلالهای عقلی یا شهود عرفانی به دست می آید، و ارتباطی به سود و زیانِ ناشی از قبول و عدم قبول آن ندارد، زیرا باور به خدا، لزوماً به نحوه عملکرد احتمالی او با ما ربطی ندارد.


2. این استدلال بین دو گروه کافر خلط می کند:

  ایراد دیگر این استدلال این است که تمام ناباوران و بیخدایان را با هم در یک گروه جای می دهد، در حالی که ناباوران به دو دسته تقسیم می شوند: کافران لجوج و مستضعفین فکری. قضاوت خدا در مورد کافران، بستگی به نوع کفرشان دارد. اگر کافر از روی علم و آگاهی و عناد و لجبازی کافر شود و در حالی که می داند خدایی هست یا می تواند به وجود او پی ببرد، او را انکار کند، هر چقدر هم کار خوب کند، به بهشت نمی روند و جای او در جهنم است، همانطور که اگر کسی مرتکب جنایتی بزرگ شود، هر چقدر هم کارهای خوبی کرده باشد، مستحق مجازات است. در مقابل کافرانی که از روی جهل یا عدم دسترسی به منابع توحیدی، کافر شده اند، اینطور نیستند و از آنجا که کفرشان از سر عناد و لجبازی نبوده است، مستحق عذاب نیز نیستند. اگر کفر از روی کفر و لجبازی باشد، چنین کافرانی نمی توانند از خدایی که مغرضانه او را انکار می کنند، توقع پاداش داشته باشند، هدف اول خدا توحید است. مسئله را درست تصور کنید، کسی می داند خدا هست یا می تواند به بودنش پی ببرد، اما به خاطر غرضورزی یا منافع دنیوی و غیره او را انکار می کند، پس مشخص است که از رفتارهای نیکویش نیز به دنبال منافع دنیوی است، و نمی تواند به دنبال رضایت الهی باشد. شما نماز را هم اگر برای خدا نخوانید باطل و حرام است. این که گفته اند عبادتتان را بدون چشمداشت بهشت و جهنم بخوانید، به این معنا نیست که اصلا نیت نداشته باشید، بلکه یعنی فقط برای رضایت خدا بخوانید. با نگاه عقلانی به مسئله نگاه کنید: شخصی از روی علم و آگاهی، خدا و بهشت و جهنم و نبوت را نفی می کند، در حالی که می داند هست یا می تواند به بودنشان پی ببرد، یعنی آخرت خویش را علیرغم اینکه می داند وجود دارد، می فروشد؛ پس این انسان از نیکی هایش در دنیا یقیناً چیزی را دنبال می کند، رحمت الهی رحمتی عاقلانه است و نباید موجب جری شدن انسان بشود. خود این انسان می داند که جایگاهش جهنم است، اما باز به دنبال دنیاست. کسی که با علم به وجودِ خدا و قیامت، آنها را انکار می کند، شایسته بهشت رفتن نیست، زیرا او آخرت خود را برای منافع دنیوی فروخته است و خدا برای جنبه بازدارندگی چنین عقوبتی قرار داده است و اینگونه انسانها را در جهنم جاویدان می کند. ضمن اینکه بهشت و جهنم، تجسم اعمال خود ما هستند، و نه مجازاتهای قراردادی که خدا برای ما قرار داده باشد. کسی که با حقیقت می جنگد، تجسم عملش، آتش جهنم است.


3. بار اثبات به دوش مدعی است:

  فرض این استدلال این است که «یک خدای خوب به عمل نیک بیشتر از باور/عدم باور به خدا اهمیت می‌دهد» ولی برای این فرض چه دلیل و مدرکی وجود دارد؟ طرفداران این استدلال، باید اثبات کنند که هر عمل مثبتی در هر حال ولو با نیت نادرست، عنوان کار خوب را پیدا می کند و برای خدای عادل و حکیم، عمل نیکو مهمتر از اعتقاد و نیت است. ابتدا این ادعا را باید اثبات کنند، تا بعد از اثبات این ادعا، بتوانند چنین نتیجه ای بگیرند.


4.حُسن فاعلی و نیتِ فرد مهم است:

  خدا نیازی به نیکی های ما ندارد تا بگوئیم که خدا باید پاداشی هم به این کارهای نیک بدهد. البته همانطور که در بالا گفتیم، اگر کافر مستضعف فکری باشد، یعنی نه از سر لجاجت و غرض بلکه از سر ضعف قوای فکر یا عدم دسترسی به منابع مناسب، کافر شده باشد، واقعاً حساب مسأله فرق خواهد کرد ولی اگر اینطور نباشد و کفر او لجوجانه و مغرضانه باشد، آنگاه اگر نیکی هم کرده باشد، سودی به حالش نخواهد داشت، زیرا نیت چنین کافری، نیت خوبی نیست. خدا به نیت و حُسن فاعلی، توجه می کند. آنچه که در رشد و تکامل انسان نقش دارد، نیت است و نه صرف عمل: در کربلا هر دو گروه شمشیر زده و در ظاهر فقط جنگ می کردند؛ آنچه که یکی را به خوبان و دیگری را به منحرفین متصف می کند، اندیشه ها و نیّاتشان است. کسی که به خدا اعتقاد دارد، رفتارش در پی رضایت خالق شکل می گیرد و نگاه صرف دنیوی به کارها ندارد. او به امید رضایت خالق یا جبران او در آخرت، کارهایش را انجام می دهد، پس مستوجب آن است. اما یک انسان کافر به دنبال رضایت خدا و بهشت نیست تا در قبال آن خداوند بهشتی به او بدهد، بلکه به دنبال رسیدن به احترام اجتماعی، آرامش وجدان و چیزهایی مانند این است و آنها را به دست می آورد. بعلاوه، این موضوع یک امر عُقلایی نیز هست و انسانهای عاقل نیز در مورد اعمال دیگران، با همین نگاه قضاوت می کنند. مثلا اگر شما بدانید یک نفر برای شما هدیه ای آورده است و هدیه هم چیز باارزشی  هست ولی به قصد منت گذاشتن یا رشوه دادن این هدیه را آورده است، شما از او قبول نمی کنید. اگر کسی مرتکب قتل شده باشد، در صورتی که قتل را به ظلم و جور انجام داده باشد، او را محکوم می کنید، ولی اگر قتل را برای نجات جان یک انسان بیگناه از دست قاتلی که قصد جانش را داشته است، انجام داده باشد، عمل او را صحیح می دانید. پس مبنای عُقلا نیز همین است که به نیت فعل و حُسن فاعلی توجه می کنند. خدا نیز بالاترین حکمت را دارد و بدون شک، در قضاوتش نیت افراد را، مورد بررسی قرار می دهد. چنانکه در بالا گفته شد، کسی که با وجود داشتن علم به وجود خدا یا با وجودِ داشتنِ امکانِ پی بردن به وجود خدا، او را انکار کرده است، آنقدر نیتش ناپاک است، که اعمال او را بی ارزش می کند، زیرا هر عملی که او انجام بدهد نیز، در راه رسیدن به اهداف کوچک دنیوی است، و بعلاوه انکار حقیقت در عین آگاهی از حقیقت، عمل بسیار زشتی است که بر هر عمل نیکوی دیگری، سایه می افکند. البته نباید فراموش کرد که یک فرد ملحد، اگر یک کار خوب انجام می دهد، صدها کار بد را، که خدای حکیم در شریعتش از آنها نهی کرده است، در کنار آن کار خوب انجام می دهد، چون اندیشه اش نادرست است و خود را ملزم به عمل به دستورات این خدای حکیم نمی داند؛ لذا هر چند  برخی کارهای اجتماعی نیکو ممکن است از او سر بزند، ولی با زیر پا گذاشتن حقِ خدا، که مالک همه چیز ماست و با انجام دادنِ کارهایی که برخلاف رضای خداست، اعمال زشت بسیاری را نیز انجام می دهد. ضمن اینکه کارهایی که بابت آنها به یک بنده پاداش داده می شود بر دو دسته کلی هستند: کارهایی که انسان با عقل یا فطرت خودش نیز به حسن آنها پی می برد، مانند اصول اخلاقی ثابت همچون امانتداری، صداقت، خوش خلقی و...؛ و کارهایی که انسان به خودی خود نمی توانست به حسن آنها پی ببرد، مانند جزئیات اخلاقی و اعمال عبادی که پس از ایمان و از طریق وحی به انسان می رسند. به فرض که انسانهای اخلاقگرای ملحد، به تمام این اصول اخلاقی عمل کنند، باز هم اموری باقی مانده است که ثواب آنها را نبرده اند، بنابراین، در حالت عادی مؤمنان از غیرمؤمنان جلوتر هستند.


5.خدا پاداش اعمال همه را می دهد:

  کسی نگفته است که خداوند متعال، پاداش کارهای نیک افراد بیخدا و ملحد را نادیده می گیرد، ولی کافری که از سر لجاجت کفر می ورزد، پاداش کارهای نیکویش محدود به همین دنیاست. خدا پاداش کارهای نیکوی آنها را می دهد، ولی این ملحد انگیزه اش از کار خوب چه بوده است؟ وقتی یک بیخدا، سرپرستی چند یتیم رو به عهده می گیرد، سوال جدی این است که این عمل به چه نیتی انجام می شود؟ برای شهرت و کسب احترام اجتماعی؟ برای ارضای یک میل درونی؟ اگر برای پاسخ به وجدان و میل نوع دوستی خودش این کار را می کند، پس به طور طبیعی نباید توقع جزایی اخروی از سوی خدا هم داشته باشد، چون با ارضای میل درونی به نتیجه و هدف خودش رسیده است و از طرفی از جانب آن یتیمها و مردم اجتماع هم مورد تقدیر قرار می گیرد و این جزا و پاداش دنیوی اوست.

۷ نظر:

خادم سایبری گفت...

خدا رو شکر که خدا هست.
حتی اگر هم نبود راضی هستم که کارهای خوب انجام دادم.
حداقل ضرر نکردم.

http://tananeh.blogspot.com/ گفت...

میگن رفت و آمد. اومدی سری زدی منم اومدم که سری بزنم. دیدم خیلی‌ تو کار خدایی. نمیدونم خدا چقدر تو کار ما هست !!! حس کردن حضور خدا اینجایی‌ که من هستم کمی‌ سخته راستش ولی‌ اگر حس خوبی‌ بهت میده که دربارش بخونی‌ و بنویسی‌ حتما جلو برو. من راستش در بحث‌های تئوریک خیلی‌ صاحب نظر نیستم ولی‌ خواهم خوند حتما. خوب باشی‌.

تنانه

خردگرای مسلمان گفت...

سلام. ممنون از توجه شما. مطمئن باشید خدا دمی از ما غافل نیست. امیدوارم هر دو خدا رو بیشتر حس کنیم.

سپیده گفت...

سلام، وبلاگ خوب و پرمحتوایی دارید . پیداست که برایش خیلی زحمت کشیدید و مطالعه زیاد کردید .
باور و ایمان قلبی آدمها را نباید دست کم گرفت . آدم ها معمولا بر اساس باورهایشان کارهای شگفت آوری انجام میدهند که شاید با هیچ دلیل و منطقی حاضر به توجیه آن نباشند .
عجب عکسهای قشنگی گذاشتید . مخصوصا برای این پست . همیشه شاد ، موفق و پیروز باشید و خدا به همراهتان

خردگرای مسلمان گفت...

سلام. خانم سپیده از لطف شما به مطالبم سپاسگزارم و خوشحالم که مورد توجه شما قرار گرفت است. شما هم تارنگار خوب و زیبایی دارید.

سپیده گفت...

سلام، کلی گشتم تا فهمیدم "تارنگار" یعنی چی :)) مرسی از لطفتون . چجوری وبلاگ منو پیدا کردید؟ فقط دو یا سه نفر آدرسش رو دارند:)

کوروش آریایی گفت...

افراد بی دین و بی خدا، همیشه سعی می کنند دلایل ضعیف مخالفینشون رو پیدا کنن و همونا رو نقد کنن. این سفسطه گری شرط بندی بیخدا هم یک نمونه بارز اونه.